السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
14
تفسير الميزان ( فارسي )
( ص ) روايت آورده كه همين معنا را افاده مىكند و عبارت آن اين است كه : به خدا پناه ببريد از خشوع نفاق . پرسيدند خشوع نفاق چيست ؟ فرمود اينكه ظاهر بدن خاشع ديده شود ، ولى در قلب خشوعى نباشد « 1 » . و در مجمع البيان در ذيل آيه شريفه گفته است : روايت شده كه رسول خدا ( ص ) مردى را ديد كه در حال نماز با ريشش بازى مىكرد ، فرمود : بدانيد كه اگر اين مرد در دلش خاشع بود بدنش هم خاشع مىشد « 2 » . و نيز در همان كتاب گفته : روايت شده كه رسول خدا ( ص ) در نمازش چشم به سوى آسمان بلند مىكرد ، همين كه اين آيه نازل شد ، از آن به بعد سر به زير مىانداخت و چشم به زمين مىدوخت « 3 » . مؤلف : اين دو روايت را الدر المنثور « 4 » هم از جمعى از نويسندگان از رسول خدا ( ص ) روايت كرده و در معناى خشوع روايات بسيارى ديگر هم هست . و در ارشاد مفيد در كلامى از امير المؤمنين ( ع ) آورده كه فرموده : هر سخنى كه ذكر خدا در آن نباشد لغو است « 5 » . و در مجمع البيان در ذيل آيه * ( « وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ » ) * مىگويد : از امام صادق ( ع ) روايت كردهاند كه فرمود : اگر شخصى به تو ناسزايى گفت و يا تهمتى زد كه در تو نيست ، براى خدا از او اعراض كن « 6 » . و در روايتى ديگر آمده كه مقصود از آن غنا و ملاهى است « 7 » . مؤلف : مطالبى كه در دو روايت مجمع البيان آمده از قبيل ذكر بعضى از مصاديق است و آنچه در روايت ارشاد آمده از باب عموميت دادن و تحليل معنا است . و در خصال از جعفر بن محمد از پدرش از آباء گرامىاش ( ع ) روايت كرده كه امير المؤمنين ( ع ) فرموده : فرجها به يكى از سه طريق حلال مىشوند ، يكى نكاح به ميراث و يكى نكاح بدون ميراث ، و يكى نكاح به ملك يمين « 8 » .
--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 3 . ( 2 و 3 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 99 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 3 و 4 . ( 5 ) ارشاد مفيد ، ص 157 . ( 6 و 7 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 99 . ( 8 ) خصال ، ص 119 .